غزل شمارهٔ ۱۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج
۲
قد خلق از سجودت باد گاهی راست گاهی کج
۳
ز بس حسرت که دارد بر تواضع کردن شیرین
۴
کشد نقش مرا فرهاد گاهی راست گاهی کج
۵
زند پر مرغ روحم چون شود از باد جولانش
۶
اطاقه بر سر شمشاد گاهی راست گاهی کج
۷
نزاکت بین که سروش میشود مانند شاخ گل
۸
به نازک جنبشی از باد گاهی راست گاهی کج
۹
بلا زه بر کمان بندد چو در رقص آن سهی بالا
۱۰
کند رعنا روی بنیاد گاهی راست گاهی کج
۱۱
کمان بر من کشید و دلنواز مدعی هم شد
۱۲
که تیرش بر نشان افتاد گاهی راست گاهی کج
۱۳
به فکر قد و زلفش محتشم دیوانه شد امشب
۱۴
خیالش بس که رو میداد گاهی راست گاهی کج