Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۶۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تنی زلال‌وش آن سرو گل قبا دارد
۲
که موج از اثر جنبش صبا دارد
۳
شب آمد و سخن از کید مدعی می‌گفت
۴
ازین سخن دگر آیا چه مدعا دارد
۵
رقیب جان برد از هجر و بر خورد ز وصال
۶
من از فراق بمیرم خدا روا دارد
۷
ز حال آن بت بیگانه وش خبر پرسید
۸
که باد می‌وزد و بوی آشنا دارد
۹
رکاب خشم برای که کرده باز گران
۱۰
تحملت که عنان کرشمه‌ها دارد
۱۱
فتاده بس که حدیث من و تو در افواه
۱۲
بهر که می‌نگرم گفتگوی ما دارد
۱۳
به محتشم تو مزن طعنه گر ندارد هیچ
۱۴
اگرچه هیچ ندارد نه خود تو را دارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.