Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۸۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
۲
ماند تن از شعف و جان از ذوق استقبال کرد
۳
ترک ما ناکرده از بهر سفر پا در رکاب
۴
ترکتاز لشگر هجران مرا پامال کرد
۵
اول از اهمال دوران در توقف بود کار
۶
لیک آخر کار خود بخت سریع اقبال کرد
۷
بی گمان دولت به میدان رخش سرعت می‌جهاند
۸
در جنیبت بردنش هرچند دور اهمال کرد
۹
آتش ما را چو مرغ نامه‌آور ساخت تیز
۱۰
مرغ غم را بر سر ما بی‌پر و بی‌بال کرد
۱۱
آن چنان حالم دگرگون شد که جان دادم به باد
۱۲
زان نوید بیگمانم چون صبا خوشحال کرد
۱۳
بر زبان محتشم صد شکوه بود از هجر تو
۱۴
مژدهٔ وصلت ز بس خوشحالی او را لال کرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.