غزل شمارهٔ ۱۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد
۲
تو با من آن چه نکردی غم فراق تو کرد
۳
به مرگ تلخ شود کام ناصحی که چنین
۴
شراب صحبت ما تلخ در مذاق تو کرد
۵
ز عمر بر نخورد آن که قصد خرمن ما
۶
به تیز ساختن آتش نفاق تو کرد
۷
اجل که بی مددی قتل این و آن کردی
۸
چو وقتا کار من آمد به اتفاق تو کرد
۹
فغان که هر که به نامحرمی مثل گردید
۱۰
فلک برغم منش محرم وثاق تو کرد
۱۱
شبانه هر که به بزمی فتاد و رفت فرو
۱۲
صباح سر به در از غرفه رواق تو کرد
۱۳
ز خود هلاکتری دید و سینه چاکتری
۱۴
بهر که محتشم اظهار اشتیاق تو کرد