غزل شمارهٔ ۶۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
۲
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
۳
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
۴
چون من در آن دیار هزاران غریب هست
۵
در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
۶
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
۷
آن جا که کار صومعه را جلوه میدهند
۸
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست
۹
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
۱۰
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
۱۱
فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
۱۲
هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست