Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد
۲
که چون خیزم ز جا سیلابم از دامان فرو ریزد
۳
پذیرد طرح کاخ عشرتم دوران مگر روزی
۴
کز آهم این نیلوفری ایوان فرو ریزد
۵
نیامد آن سوار کج کله در مجلس رندان
۶
که مغز استخوانم در تب هجران فرو ریزد
۷
به سرعت بگذرد هر تیرش آخر از دل گرمم
۸
ازو چون قطره آب آهنین پیکان فرو ریزد
۹
به نخلی بسته‌ام دل کز هوائی گر کند جنبش
۱۰
به جای میوه از هر شاخ وی صد جان فرو ریزد
۱۱
خموشی محتشم اما سخن سر می‌زند کلکت
۱۲
به آن گرمی که آتش از دل ثعبان فرو ریزد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.