Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن مه که صورتش ز مقابل نمی‌رود
۲
از دیده گرچه می‌رود از دل نمی‌رود
۳
زور کمند جذبه من بین که ناقه‌اش
۴
بسیار دست و پا زد و محمل نمی‌رود
۵
حاضر کنید توسن او کز سرشک من
۶
ره پر گلست و ناقه درین گل نمی‌رود
۷
طور من آن یگانه نمی‌آورد به یاد
۸
تا با رفیق تو دو سه منزل نمی‌رود
۹
مجنون صفت رمیده ز شهرم دل آنچنان
۱۰
کش می‌کشند اگر به سلاسل نمی‌رود
۱۱
تیغ اجل سزاست تن کاهل مرا
۱۲
کاندر قفای آن بت قاتل نمی‌رود
۱۳
در بحر عشق محتشم از جان طمع ببر
۱۴
کاین زورق شکسته به ساحل نمی‌رود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.