Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید
۲
دلم هم میتپد الله امشب یار می‌آید
۳
سپند آتش شوقم که هردم هاتفی دیگر
۴
بگوشم می‌زند کان آتشین رخسار می‌آید
۵
بسوی در ز شوق افتان و خیزان میروم هر دم
۶
تصور می‌کنم کان سرو خوش رفتار می‌آید
۷
عبیر افشان نسیمی کاینچنین مدهوشم از بویش
۸
ز عطرستان آن گیسوی عنبریار می‌آید
۹
چو دایم از دو جانب می‌کند تیز آتش غیرت
۱۰
اگر می‌آید امشب جزم با اغیار می‌آید
۱۱
مدام از انتظار وعدهٔ او مضطرب بودم
۱۲
ولی هرگز نبود این اضطراب این بار می‌آید
۱۳
بفهمانم به دشمن چون ببرم پایش از بزمت
۱۴
که از بی‌دست و پائی این قدرها کار می‌آید
۱۵
چو نبود عشق عاشق سرسر هر چند لیلی را
۱۶
سر مجنون نباشد بر سرش ناچار می‌آید
۱۷
چه نقصان محتشم گر دل رود بر باد ازین شادی
۱۸
به حمدالله که گر دل می‌رود دلدار می‌آید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.