غزل شمارهٔ ۲۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
۲
بیخودم من خبر از رفتن جانم مدهید
۳
یا مجوئید نشان از من سرگشته دگر
۴
یا به آن راه که او رفته نشانم مدهید
۵
ترسم افتد ز زبانم به تر و خشک آتش
۶
نام آن سرو خدا را به زبانم مدهید
۷
بعد ازین بودن من موجب بدنامی اوست
۸
خون من گرم بریزید و امانم مدهید
۹
من که از حسرت آن حور به تنگم ز جهان
۱۰
به جز از مژه رفتن ز جهانم مدهید
۱۱
من که چون نی همه دردم بروید از سر من
۱۲
خویش را دردسر از آه و فغانم مدهید
۱۳
پهلوی محتشم چون فکند خواب اجل
۱۴
خواب گه جز ز سر کوی فلانم مدهید