Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق کهن به کوی تو می‌آردم هنوز
۲
واندر صف سگان تو می‌داردم هنوز
۳
با آن که برده ترک توام حدت از سرشک
۴
الماس ریزه از مژه می‌باردم هنوز
۵
زو دست قطع اشگ که دهقان روزگار
۶
درسینه تخم مهر تو می‌کاردم هنوز
۷
آزرد جانم از تو ز آزارهای پیش
۸
جان سازمش نثار گر آزاردم هنوز
۹
غم که دور از من دیوانه نگردد هرگز
۱۰
آشنائیست که بیگانه نگردد هرگز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.