غزل شمارهٔ ۳۰۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر ناز
۲
گوشهٔ چشم تو دنباله کش لشگر ناز
۳
ما به جان ناز کشیم از تو اگر هم روزی
۴
خط اجازت ده حسنت شود ازکشور ناز
۵
نام جلاد بران غمزه منه کاندر قتل
۶
کار جلاد نباشد زدن خنجر ناز
۷
دیده هرچند که گستاخ بود چون بیند
۸
تکیهٔ نخل گران بار تو بر بستر ناز
۹
بردرت منتظرند اهل هوس وای اگر
۱۰
در رغبت بگشائی و ببندی در ناز
۱۱
سر آن نرگس پرحوصله گردم که ز من
۱۲
صد نگه بیند و یک ره نگرد از سر ناز
۱۳
محتشم را شود آن روز سیه دفتر عمر
۱۴
که بشوئی تو ز بسیاری خط دفتر ناز