غزل شمارهٔ ۳۱۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
۲
انجام دور حسن تو آغاز رستخیز
۳
جولانی تو راست که جولان ز لعب تو
۴
صد رستخیز خاسته از هر نشست و خیز
۵
هر روز میکند ز ره دعوی آفتاب
۶
کشتی حسن با تو قدر لیک در گریز
۷
داده خواص نافه به ناف زمین هوا
۸
هرگه به جنبش آمده آن زلف مشگبیز
۹
دانی که چیست دوستی و کوشش وصال
۱۰
با جان خود خصومت و با بخت خود ستیز
۱۱
تلخی صبر گفت ولی کرد آشکار
۱۲
عذری ز پی بجنبش لبهای شهد ریز
۱۳
هرچند آتشش بود افسرده محتشم
۱۴
او تیز میکند به نگههای تیز تیز