غزل شمارهٔ ۳۶۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
۲
ای پادشاه حسن مکش بی حساب تیغ
۳
تا عکس سر و قد تو در بر کشیده است
۴
دارد کشیده به بد ز غیرت بر آب تیغ
۵
در ذوق کم ز خوردن آب حیات نیست
۶
خوردن ز دست آن مه مشکین نقاب تیغ
۷
از بس که بهر کشتنم افتاده در شتاب
۸
ترسم به دیگری زند از اضطراب تیغ
۹
یابند محرمان سحرش کشته برفراش
۱۰
گر بر کسی کشد ز غضب او به خواب تیغ
۱۱
قتلم فکند دوش به صبح و من اسیر
۱۲
مردم ز غم که دیر کشید آفتاب تیغ
۱۳
عابد کشی است در پی قتلم که میکشد
۱۴
بر آهوی حرم ز برای ثواب تیغ
۱۵
میدید بخت و دولت خونریز محتشم
۱۶
میبست یار چون به میان از شتاب تیغ
