زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق
۲
من از کمال محبت جهان جهان مشتاق
۳
نهان ز چشم بدان صورت تو را این است
۴
که دایمم من صورت طلب به آن مشتاق
۵
ز دست کوته خود در هوای زلف توام
۶
چو مرغ بی‌پر و بالی به آشیان مشتاق
۷
به محفل دگران در هوای کوی توام
۸
چو آن غریب که باشد به خانمان مشتاق
۹
کنم سراغ سگت همچو کسی که بود
۱۰
ز رازهای نهانی به همزبان مشتاق
۱۱
عجب که ذکر تو جزء شهادتم نشود
۱۲
ز بس که هست به نام خوشت زبان مشتاق
۱۳
به محتشم چه فسون کرده‌ای که می‌گردد
۱۴
نفس نفس به تو مایل زمان زمان مشتاق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.