غزل شمارهٔ ۳۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
۲
پیش تو جان به پیشکش آرم چه جای دل
۳
بهر گذار کردنت از غرفههای چشم
۴
درها گشاده بر حرم کبریای دل
۵
بنای صنع بهر تو نامهربان نهاد
۶
از آب و خاک مهر و محبت بنای دل
۷
تا شد نگارخانهٔ چشمم تهی ز غیر
۸
پیدا شد از برای تو جائی ورای دل
۹
بنشین به عیش و ناز که از نازنین بتان
۱۰
مخصوص توست خانه نزهت فزای دل
۱۱
از بهر ذکر خلوتیان کرده محتشم
۱۲
وصف تو را کتابه خلوت سرای دل
