غزل شمارهٔ ۳۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
لب پر سوال بر سر راهی نشستهام
۲
سائل نیم به وعده ماهی نشستهام
۳
زان شمع بس که داشتهام دوش اضطراب
۴
گاهی چو شعلهٔ خاسته گاهی نشستهام
۵
گل میدمد ز دامن و چشمم که روز و شب
۶
با دستهٔ گلی چو گیاهی نشستهام
۷
صیادوار ز آهوی دیر التفات او
۸
پیوسته در کمین نگاهی نشستهام
۹
دل ساخت سینه را سیه از دود خود ببین
۱۰
در پهلوی چه خانهٔ سیاهی نشستهام
۱۱
روز فریب بین که گذشت است محتشم
۱۲
سالی که من به وعده ماهی نشستهام
