زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
۲
کمند عقل بگسستم ز نو دیوانه گردیدم
۳
گرفتم پنبهٔ آسایش از داغ جنون یعنی
۴
به باغ عاشقی از سر گل دیوانگی چیدم
۵
دلم زان آفت جان بود فارغ‌وز بلا ایمن
۶
ز آفت دوستی باز آن بلا برخود پسندیدم
۷
ز راه عشق بر می‌گشتم آن رعنا دچارم شد
۸
ازان راهی که می‌رفتم پشیمان بازگردیدم
۹
هنوزم با نهال قامتش باقیست پیوندی
۱۰
که هرجا دیدم او را جلوه‌گر چون بید لرزیدم
۱۱
چنان ترسیده‌ام از غمزهٔ مردم شکار او
۱۲
که هرگاه آن پری در چشمم آمد چشم پوشیدم
۱۳
در آن ره محتشم کان سروقد میرفت و من در پی
۱۴
زمین فرسوده شد از بس که بر وی چهره مالیدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.