غزل شمارهٔ ۴۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم
۲
فرداست که سر حلقه ارباب جنونم
۳
بار دلم از کوه فزونست عجب نیست
۴
گر خم شود از بار چنین قد چو نونم
۵
تا بندهٔ مه خود شدم ایام
۶
از قید دگر سیمبران کرد برونم
۷
چشمت به خدنگ مژهکار دل من ساخت
۸
نگذاشت که تیغت شود آلوده به خونم
۹
صد شکر که چون لاله به داغ کهن دل
۱۰
آراسته در عشق تو بیرون و درونم
۱۱
من محتشم شاعر و شیرین سخن اما
۱۲
لال است زبانم که به چنگ تو زبونم
