زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زهی ز دست کرم گسترت کرم باران
۲
فدای دست و دلت جان این درم داران
۳
به رنگ دست تو ابری ندیده چشم فلک
۴
که سیم ناب و زر سرخ از آن بود باران
۵
تفقد تو تدارک پذیر نیست که نیست
۶
ز ممکنات سبک باری گران باران
۷
ز گرم خونی و غم‌خواری تو کار حسد
۸
به این رسیده که خونم خورند غم‌خواران
۹
مدد که درین ملک رتبه سنجانند
۱۰
سبک کنندهٔ قدر بزرگ قداران
۱۱
نوشت نسخهٔ امساک و صبر هر که گرفت
۱۲
به جز تو در مرض فقر نبض بیماران
۱۳
جهان به چشم مبیناد محتشم من بعد
۱۴
به جز تو گر بودش چشم یاری از یاران

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.