زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن
۲
شربت دیدار شیرین به ترش روئی مکن
۳
می‌کنم گر بیخ عیش خویش میگوئی بکن
۴
می‌کنم گر قصد جان خویش میگوئی مکن
۵
با بدان نیکی ندارد حاصلی غیر از بدی
۶
گر بخود بد نیستی با غیر نیکوئی مکن
۷
غمزه‌ات محتاج افسون نیست در تسخیر خلق
۸
صاحب اعجاز را تعلیم جادوئی مکن
۹
من که خود کم کرده‌ام دل در رهت دادم مده
۱۰
عاشق بیداد را خوش دل به دلجوئی مکن
۱۱
گر درین دیوان گناه ما خطای عاشقی است
۱۲
گو کسی در نامهٔ ما این خطا شوئی مکن
۱۳
ترک بد خوئی کن اما با گدای پرهوس
۱۴
گرچه باشد محتشم زنهار خوش خوئی مکن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.