غزل شمارهٔ ۴۸۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
۲
روزم اگر چنین بود وای به روزگار من
۳
چون دهد از غم توام آه به باد نیستی
۴
آینهٔ سپهر را تیره کند غبار من
۵
ابر بلابرون خیمه ز موج خیز غم
۶
چون ز درون علم کشد آه شراره بار من
۷
تا تو قرار دادهای قتل مرا به تیغ خود
۸
صبر فرار کرده است از دل بیقرار من
۹
تا ز نظارهات مرا ساخت به عشق مبتلا
۱۰
گوشه بگوشه میجهد چشم گناهکار من
۱۱
به ز نخست محتشم باز رسم به کار خود
۱۲
گر دگر آن غزاله را چرخ کند شکار من
