زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
۲
کافتاب از شرم رویش شرمسار آمد برون
۳
همچو نخل‌تر که باد تند ازو ریزد ثمر
۴
پر نگاه و عشوه ریز و غمزه بار آمد برون
۵
کار مرگ آن دم شد آسان کز قد آن نخل‌تر
۶
از نیام دهر تیغ آب‌دار آمد برون
۷
بر فلک شد پر نفیر از بانگ پیکانان بلند
۸
غالبا امروز شاه کامکار آمد برون
۹
وضع سرمستانه‌اش بازار سرمستان شکست
۱۰
گرچه کم شد نشاء غالب خمار آمد برون
۱۱
داده تا قتل که را با خود قرار امشب که باز
۱۲
تیغ بر کف چین بر ابرو بی‌قرار آمد برون
۱۳
انتظاری داده بودم بر درش با خود قرار
۱۴
ناگه آن سرو روان بی‌انتظار آمد برون
۱۵
خط رویت خاست یا در عهدت از طوفان حسن
۱۶
آفتاب عالم آرا از غبار آمد برون
۱۷
نقد قلب محتشم در بوتهٔ عشق بتان
۱۸
رفت بر ناقص ولی کامل عیار آمد برون

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.