غزل شمارهٔ ۵۰۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تائبم از می به دور نرگس غماز او
۲
تا نگویم در سر مستی به مردم راز او
۳
میشوم غمگین اگر سوی خود آوازم کند
۴
زان که میترسم رقیبی بشنود آواز او
۵
با وجود آن که یک نازش به صد جان میخرم
۶
کرده استغنای عشقم بینیاز از ناز او
۷
تیر او مرغیست دست آموز و مرغ روح ما
۸
چون دل طفلان به پرواز است از پرواز او
۹
هر کرا بینم که دم گرمست ازو ایمن نیم
۱۰
زان که میترسم به تقریبی شود دمساز او
۱۱
ترک من شد مست و بر دوش رقیب انداخت دست
۱۲
وه که شد ملک دلم ویران ز دست انداز او
۱۳
هر کجا مطرب ز نظم محتشم خواند این غزل
۱۴
آفرین کردند بر طبع سخن پرداز او
