غزل شمارهٔ ۵۲۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
۲
جانها فدای آهوی مردم شکار تو
۳
تا آهوان چشم تو رفتند از نظر
۴
چشمم سفید شد به ره انتظار تو
۵
آهوی دشت از تو به کام و من اسیر
۶
در شهر مانده همچو سگان داغدار تو
۷
حقاکه گر به خاک برابر کنی مرا
۸
یک ذره بردلم ننشیند غبار تو
۹
نبود غریب اگر به ترحم نظر کنی
۱۰
بر محتشم که هست غریب دیار تو
