زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
۲
کز گل انسان برآورد این عبیرافشان گیاه
۳
شوق بر صبر این سپه بگماشتی گر داشتی
۴
او عنان عشوهٔ خود من عنان دل نگاه
۵
چون به دل بردن درآید دلبر سیمین بدن
۶
از سرو افسر برآید خسرو زرین کلاه
۷
نیست چیزی در مذاق من مقابل با بهشت
۸
غیر از آن لذت که ایزد آفرید اندر گناه
۹
در تصرف عشوه‌ات از چان ستانان دل ستان
۱۰
وز تطاول غمزه‌ات از تاجداران باج خواه
۱۱
جز گناه عشق خوش لذت ز هر حرفی که بود
۱۲
کردم استغفار و برگشتم خدا بر من گواه
۱۳
ارزن اندر آسیا سالم‌تر است از من که هست
۱۴
بار عشق او چو کوه و جسم زار من چو کاه
۱۵
ای شه بالا بلندان کز جمال و خال و خط
۱۶
کرده حسنت بر زمین و آسمان عرض سپاه
۱۷
در جهانگیر بست حسنت بی‌امان گوئی که هست
۱۸
توامان با دولت سلطان محمد پادشاه
۱۹
شاه جم جاه بلند اقبال کادنی بنده‌اش
۲۰
می‌زند بالاتر از ایوان کیوان بارگاه
۲۱
محتشم کایینه دل داده صیقل همچو من
۲۲
در دعای دولتش بادا موافق سال و ماه

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.