زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۵۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای گل خود رو چه بد کردم که خوارم ساختی
۲
آبرویم بردی و بی‌اعتبارم ساختی
۳
اختیار کشتنم دادی به دست مدعی
۴
در هلاک خویشتن بی‌اختیارم ساختی
۵
شرمت از مهر و وفای من نبودت ای دریغ
۶
کز جفا در پیش مردم شرمسارم ساختی
۷
چون گشودی بهر دشنامم زبان دیگر بخشم
۸
کز ستم بسمل به تیغ آب دارم ساختی
۹
چارهٔ کار خود از لطف تو می‌جستم مدام
۱۰
چاره‌ام کردی ز روی لطف وکارم ساختی
۱۱
بعد قهر از یاریت امید لطفی داشتم
۱۲
لطف فرمودی به قتل امیدوارم ساختی
۱۳
محتشم آن روز روزم تیره کردی کز جنون
۱۴
بسته زنجیر زلف آن نگارم ساختی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.