زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
۲
عفی‌الله خوب رفتی لطف فرمودی کرم کردی
۳
شکستی از ستم پیمان چون من نیک‌خواهی را
۴
تکلف هر طرف بر خویش بیش از من ستم کردی
۵
به دست امتیاز خود چو دادی خامه دقت
۶
چه بد دیدی که حرف بد به نام ما رقم کردی
۷
من از مهر تو هر کس را که با خود ساختم دشمن
۸
تو با او دوست گشتی هرچه طبعش خواست هم کردی
۹
تفاوت ارچه شد پیدا که در خیل هواداران
۱۰
یکی را کاستی حرمت یکی را محترم کردی
۱۱
چرا کوه وفائی را که بد از نه سپهر افزون
۱۲
ز هم پاشیدی و ریگ بیابان عدم کردی
۱۳
مقام قرب خود دادی رقیب سست بیعت را
۱۴
کرا بنگر به جای عاشق ثابت قدم کردی
۱۵
نگون کردی لوای دوستان این خود که کرد آخر
۱۶
که در عالم به دشمن دوستی خود را علم کردی
۱۷
چه جای دوست کس با دشمن خود این کند هرگز
۱۸
که بی‌موجب تو بدپیمان چنین با محتشم کردی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.