زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی
۲
نبردی دل ز من تا جان سپاریهای من بینی
۳
ندادی اختیار کشتن من ترک چشمت را
۴
که در جان باختن بی‌اختیاریهای من بینی
۵
دگرگون حال زان خالم نکردی تا حسودان را
۶
بر آتش چون سپند از بی‌قراریهای من بینی
۷
گران بارم نکردی از غم مرد آزمای خود
۸
که با نازک دلیها بردباریهای من بینی
۹
نشد در جام بهر امتحانم بادهٔ وصلت
۱۰
که با چندین هوس پرهیزگاریهای من بینی
۱۱
به قصد جان نخواندی دادی از نقد وفا بر من
۱۲
که در نرد محبت خوش قماریهای من بینی
۱۳
نکردی محرم رازم که بهر امتحان هم خود
۱۴
به غمازی درآیی رازداریهای من بینی
۱۵
نکردی ذکر خود را زیور لفظم که چون خوانی
۱۶
کتاب عاشقان را یادگاریهای من بینی
۱۷
نشد کاری به جنبش کلک فکر محتشم یعنی
۱۸
نگار من شوی دیوان نگاریهای من بینی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.