زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - وله ایضا

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رفتی به حرب باد رفیقت درین سفر
۲
فتح از قفای فتح و ظفر از پی ظفر
۳
باد از حفیظ ایزدیت خاطر خطیر
۴
هم مطمئن رافت و هم ایمن از خطر
۵
گفتند تیغ بار که هست از ازل تو را
۶
عین فراخ دامن عون خدا سپر
۷
ای تاج بخش فرق سلاطین کامکار
۸
وی نور بخش چشم خوانین نامور
۹
هستم امیدورا که چون باد برگ ریز
۱۰
بر هر زمین که روز جدال افکنی گذر
۱۱
رمحت ز صدر زین برباید هزار تن
۱۲
تیغت به خاک معرکه ریزد هزار سر
۱۳
عیش تو را زیاد کند عون کردگار
۱۴
جیش تو را حصار شود حفظ دادگر
۱۵
تیغت شود مقلد سبابه نبی
۱۶
خصمت اگر کند سپر از قبهٔ قمر
۱۷
بر خرمن حیات عدو برگ ریز باد
۱۸
چون تیغ شعله‌اش ز نیام‌آوری به در
۱۹
بار زره بر آن تن نازک منه که من
۲۰
افکنده‌ام ز داعیه صد جوشنت ببر
۲۱
بر لشگر خود آیت امید خوانکه زود
۲۲
می‌آید از دعا ز قفا لشگری دگر
۲۳
دشمن اگر شود به مثل کوهی از حدید
۲۴
خواهد به خون نشست ز تیغ تو تا کمر
۲۵
خصمت که کرده است به زر ساز کارزار
۲۶
از بهر خود خریده همانا بلا بزر
۲۷
تو می‌روی و گریهٔ این بی‌دل اسیر
۲۸
در سنگ خاره می‌کند از دوریت اثر
۲۹
چون استجابت دعوات از ریاضتست
۳۰
ای قبلهٔ امم چه مطول چه مختصر
۳۱
با محتشم گرت همهٔ عالم دعا کنند
۳۲
آیا بود کدام دعا مستجاب‌تر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.