زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - این قصیدهٔ را به جهت محمد نامی گفته

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به ساحل خواهد افتادن دگر بار
۲
دری از جنبش دریای اسرار
۳
بنان در کشف رازی خواهد آورد
۴
زبان کلک را دیگر به گفتار
۵
حدیث لطف و بی‌لطفی مولی
۶
لب تقریر خواهد کرد اظهار
۷
چه مولی آن که در بازار معنی است
۸
سخن را بهترین میزان و معیار
۹
بلیغی کاندر اوصاف کمالش
۱۰
به عجز خود بلاغت راست اقرار
۱۱
مهین دستور اعظم رای اکبر
۱۲
کز اخلاصند شاهانش پرستار
۱۳
سمی نیر اوج رسالت
۱۴
محمد مهرانور نور انوار
۱۵
که بر روی زمینش خالق‌الارض
۱۶
ز آفات زمان بادا نگهدار
۱۷
به بازارش سه در برد از من ایام
۱۸
یکی فرد و دو از نسبت بهم یار
۱۹
چه درها گنج‌های خسروانه
۲۰
ز حمل هر یکی گیتی گران بار
۲۱
ولی از همت آن فرزانه گنجور
۲۲
چو از من آن در را شد خریدار
۲۳
دو در را ثلث یک در داد قیمت
۲۴
وزین خاطر نشینم شد که این بار
۲۵
در این بازار از بخت بد من
۲۶
از آن سودا به غایت بود بیزار
۲۷
خدا را ای صبا در گوش آصف
۲۸
بگو آهسته کای دانای اسرار
۲۹
شناسای دم و نطق گهر ریز
۳۰
خداوند دل و دست درم بار
۳۱
شنیدم از بسی مردم که داری
۳۲
به مروارید و گوهر میل بسیار
۳۳
و گر گاهی به دست در فروشی
۳۴
به کف می‌آیدت یک در شهوار
۳۵
چو باد گل‌فشان می‌ریزی از دست
۳۶
زر سرخش بپا خروار خروار
۳۷
بفرما کز گهرها چیست حالی
۳۸
تو را در مخزن ای دریای ذخار
۳۹
که می‌نازد به آنها گوش شاهان
۴۰
جز آنها کت من آوردم به بازار
۴۱
به تخصیص آن چنان کز بهر شهرت
۴۲
بر آن نام خوشت کندم نگین‌وار
۴۳
خموش ای محتشم کز بالغان است
۴۴
به غایت خود ستائی ناسزاوار
۴۵
درین سان سرزمینی تخم دعوی
۴۶
نمی‌آرد به جز شرمندگی بار
۴۷
در نظم تو را با این زبونی
۴۸
بهائی داد آن رای جهاندار
۴۹
که در چشم دل از صد گنج بیش است
۵۰
به قیمت نه به عظم و قدر و مقدار
۵۱
سراسر تحفه‌های برگزیده
۵۲
علم از بی‌نظیری‌ها در انظار
۵۳
اگر دیگر دری داری بیاور
۵۴
کزین به نیست در عالم خریدار
۵۵
شروع اندر ثنایش کن که چون او
۵۶
کریمی نیست در بازار اشعار
۵۷
زهی برگرد قصرت پاسبان‌وار
۵۸
بسر تا روز گردان چرخ دوار
۵۹
زهی اعظم وزیری کز شکوهت
۶۰
وزارت راست از شاهنشهی عار
۶۱
زهی گردون سریری کز سرورت
۶۲
ابد سیر است چنگ زهره بر تار
۶۳
تو آن مسند نشینی کایستاده
۶۴
ز تعظیمت به خدمت چرخ سیار
۶۵
تو آن آصف نشانی کاوفتاده
۶۶
ز توصیف سلیمانی در اقطار
۶۷
اگر بالفرض باشد رای امرت
۶۸
برون آید چو تیغ از جلد خودمار
۶۹
و گر در جنبش آید باد نهیت
۷۰
بره سیل نگون ماند ز رفتار
۷۱
کنی گر منع وحشت از طبایع
۷۲
به شهر آیند یک سر وحش کوهسار
۷۳
چراغ دین چو گردد از تو ذوالنور
۷۴
بسوزد کافر صد ساله زنار
۷۵
اگر جازم شود دهقان سعیت
۷۶
دماند در جبل ز احجار اشجار
۷۷
نیابد در پناه حفظت آسیب
۷۸
حریر برگ گل از سوزن خار
۷۹
و گر ماه از تو پوشد کسوت نور
۸۰
شود از روز روشن‌تر شب تار
۸۱
اگر یکبار خواهی رفع ظلمت
۸۲
برآرد خور سر از ظلمات ناچار
۸۳
گر از حکمت زنی دم در زمانت
۸۴
چه عنقا و چه اکسیر و چه بیمار
۸۵
اگر حیز طلب گردد جلالت
۸۶
برون تازد فرس زین چار دیوار
۸۷
دو عالم بر در و گوهر شود تنگ
۸۸
شوی غواص چون در بحر افکار
۸۹
ز گل گر پیکری سازی و در وی
۹۰
دمی یک نفخه گردد مرغ طیار
۹۱
جهان را سر به سر این قابلیت
۹۲
نبود ای قیصر اسکندر آثار
۹۳
که گرد خوب و زشتش باشد از حفظ
۹۴
حفیظی چون تو گردانندهٔ پرگار
۹۵
اگر کس از سر ملکت گزینی
۹۶
جرون را حالیا تالار سالار
۹۷
و گرنه گر بدی در بسته از تو
۹۸
همهٔ انصار بی‌اعوان و انصار
۹۹
چنان حفظش نمودی کز دل مور
۱۰۰
ضمیر انورت بودی خبردار
۱۰۱
سرای جغد هم گشت از تو معمور
۱۰۲
چو گردیدی درین ویرانه معمار
۱۰۳
گر از مرغان این گلشن مرا نیز
۱۰۴
که جز شکر نمی‌ریزم ز منقار
۱۰۵
دهی زین بیش ره در گلشن خویش
۱۰۶
شود شکرستان این طرفه گلزار
۱۰۷
وز اوصافت چنان عالم شود پر
۱۰۸
که بر امسال صد حسرت برد پار
۱۰۹
غرض کز بهر ترتیب ثنایت
۱۱۰
من از بحر ضمیر معجز آثار
۱۱۱
کشم در رشتهٔ فکرت لالی
۱۱۲
ز آغاز لیالی تا به اسحار
۱۱۳
خموش ای دل که از بسیارگوئی
۱۱۴
دل نازک دلان می‌یابد آزار
۱۱۵
عنان تاب از ره افکار شو هان
۱۱۶
که شد ز اطناب پای خامهٔ افکار
۱۱۷
به تنگ آمد ثنا از دست نطقت
۱۱۸
دعا نوبت طلب شد دست بردار
۱۱۹
درین سطح از پی رسم دوایر
۱۲۰
بود تا گردش پرگار در کار
۱۲۱
ز امرت هر که در دوران کشد سر
۱۲۲
چو پرگارش فلک سازد نگون‌سار
۱۲۳
بود تا ملک جسم از خسرو روح
۱۲۴
بود تاسر بر آن اقلیم سردار
۱۲۵
تو سردار جهان باشی و دایم
۱۲۶
بود جای سر خصمت سر دار
۱۲۷
به کینت هر که بر بالین نهد سر
۱۲۸
نگردد تابه صبح حشر بیدار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.