غزل شمارهٔ ۱۲۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
۲
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
۳
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
۴
که آشنا سخن آشنا نگه دارد
۵
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
۶
فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد
۷
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
۸
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
۹
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی
۱۰
ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
۱۱
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت
۱۲
ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
۱۳
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
۱۴
که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
۱۵
غبار راهگذارت کجاست تا حافظ
۱۶
به یادگار نسیم صبا نگه دارد