شیخ بهایی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۱ - در نکوهش کسی که اوقات خویش را به مطالعهٔ کتب پردازد و از مبداء غافل ماند

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خدمت مولوی، چه صبح و چه شام
۲
کرده اندر کتابخانه مقام
۳
متعلق دلش به هر ورقی
۴
در خیالش، زهر ورق سبقی
۵
نه شبش را فروغی از مصباح
۶
نه دلش را گشادی از مفتاح
۷
نه به جانش، طوالع انوار
۸
تافته از مطالع اسرار
۹
کرده کشاف، بر دلش مستور
۱۰
نور کشف و شهود ذوق حضور
۱۱
از مقاصد ندیده کسب نجات
۱۲
بی‌خبر از مواقف عرصات
۱۳
از هدایت، فتاده در خذلان
۱۴
و ز بدایت، نهایتش حرمان
۱۵
بی‌فروغ وصول، تیره و تار
۱۶
از فروع و اصول، کرده شعار
۱۷
گرد خانه، کتابهای سره
۱۸
از خری، همچو خشت کرده خره
۱۹
سوی هر خشت از او چو رو کرده
۲۰
در فیضی به رخ برآورده
۲۱
قصر شرع نبی و حکم نبی
۲۲
جز به آن خشتها، نکرده بنی
۲۳
زان به مجلس، زبان چو بگشاید
۲۴
سخنش جمله، قالبی آید
۲۵
صد مجلد، کتاب بگشاده
۲۶
در عذاب مخلد افتاده
۲۷
سر بر اندیشه‌های گوناگون
۲۸
لب پر افسانه، دل پر از افسون
۲۹
این بود سیرت خواص انام
۳۰
چون بود حال عام کالانعام
۳۱
عام را خود، ز شام تا به سحر
۳۲
نیست جز خواب و خورد، کار دگر
۳۳
صلح و جنگش، برای این باشد
۳۴
نام و ننگش، برای این باشد
۳۵
سخن از دخل و خرج، خواند و بس
۳۶
شهوت بطن و فرج راند و بس
۳۷
همتش، نگذرد ز فرج و گلو
۳۸
داند از امر، فانکحوا و کلوا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.