غزل شمارهٔ ۱۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یارم چو قدح به دست گیرد
۲
بازار بتان شکست گیرد
۳
هر کس که بدید چشم او گفت
۴
کو محتسبی که مست گیرد
۵
در بحر فتادهام چو ماهی
۶
تا یار مرا به شست گیرد
۷
در پاش فتادهام به زاری
۸
آیا بود آن که دست گیرد
۹
خرم دل آن که همچو حافظ
۱۰
جامی ز می الست گیرد