Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد
۲
به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی‌ارزد
۳
به کوی می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرند
۴
زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد
۵
رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این باب رخ برتاب
۶
چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی‌ارزد
۷
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است
۸
کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی‌ارزد
۹
چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود
۱۰
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد
۱۱
تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
۱۲
که شادی جهان گیری غم لشکر نمی‌ارزد
۱۳
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر
۱۴
که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی‌ارزد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.