Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
۲
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
۳
جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
۴
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
۵
عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد
۶
برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد
۷
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
۸
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
۹
دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
۱۰
دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد
۱۱
جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت
۱۲
دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد
۱۳
حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت
۱۴
که قلم بر سر اسباب دل خرم زد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.