سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم بربود دوش آن نرگس مست
۲
اگر دستم نگیری رفتم از دست
۳
چه نیکو هر دو با هم اوفتادند
۴
دلم با چشمت، این دیوانه آن مست
۵
نمی‌دانم دهانت هست یا نیست
۶
نمی‌دانم میانت نیست یا هست
۷
تویی آن بی‌دهانی کو سخن گفت
۸
تویی آن بی‌میانی کو کمر بست
۹
بجانم بندهٔ آزاده‌ای کو
۱۰
گرفتار تو شد وز خویشتن رست
۱۱
دگر با سیف فرغانی نیاید
۱۲
دلی کز وی برید و در تو پیوست
۱۳
گدایی کز سر کوی تو برخاست
۱۴
به سلطانیش بنشاندند و ننشست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.