سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوست سلطان و دل ولایت اوست
۲
خرم آن دل که در حمایت اوست
۳
هر که را دل به عشق اوست گرو
۴
از ازل تا ابد ولایت اوست
۵
پس نماند ز سابقان در راه
۶
هر که را پیش رو هدایت اوست
۷
عرش بر آستانش سر بنهد
۸
هر که را تکیه بر عنایت اوست
۹
در دو عالم ز کس ندارد خوف
۱۰
هر که در مامن رعایت اوست
۱۱
چون ز غایات کون در گذرد
۱۲
این قدم در رهش بدایت اوست
۱۳
منتها اوست طالب او را
۱۴
مقبل آن کس که او نهایت اوست
۱۵
با خود از بهر او جهاد کند
۱۶
اسدالله که شیر رایت اوست
۱۷
گو مکن وقف هیچ جا گر چه
۱۸
مصحف کون پر ز آیت اوست
۱۹
خود عبارت نمی‌توان کردن
۲۰
ز آنچه آن انتها و غایت اوست
۲۱
سیف فرغانی ار سخن شنود
۲۲
اندکی زین نمط کفایت اوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.