سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نور رخ تو قمر ندارد
۲
ذوق لب تو شکر ندارد
۳
در دور تو مادر زمانه
۴
مانند تو یک پسر ندارد
۵
بی‌بهره ز دولت غم تو
۶
از محنت ما خبر ندارد
۷
آن کس که چو من به روی خوبت
۸
دل می‌ندهد مگر ندارد
۹
دلدادهٔ صورت تو ای دوست
۱۰
جان را ز تو دوستر ندارد؟!
۱۱
جانا دل تو چو روزگار است
۱۲
کن را که فگند بر ندارد
۱۳
در سنگ اثر کند فغانم
۱۴
وندر دل تو اثر ندارد
۱۵
مگذار به دیگران کسی را
۱۶
کو جز تو کسی دگر ندارد
۱۷
از خون جگر کسی به جز سیف
۱۸
در عشق تو دیده تر ندارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.