Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
۲
ما بلبلان مستیم از بهر گل خروشان
۳
بازار حسن داری دکان درو ملاحت
۴
و آن دو عقیق شیرین دروی شکر فروشان
۵
خون جگر نظر کن سوداپزان خود را
۶
با گوشت پارهٔ دل در دیگ سینه‌جوشان
۷
خواهی که گرد کویت دیوانه سر نگردم
۸
چون رو بمن نمودی دیگر ز من مپوشان
۹
هر شب ز بار عشقت در گوشه‌های خلوت
۱۰
گردون فغان برآرد از نالهٔ خموشان
۱۱
با محنتی که دارند از آشنایی تو
۱۲
بیگانگان شنودند آواز گفت و گوشان
۱۳
از جام وصلت ای جان هرگز بود که ما را
۱۴
مجلس به هم برآید ز افغان باده نوشان
۱۵
چون سیف بر در تو بی‌کار مزد یابد
۱۶
محروم نبود آن کو در کار بود کوشان
۱۷
تا کی کند چو گاوان در ما زبان درازی
۱۸
کوته نظر که دارد طبع درازگوشان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.