Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بپوش آن رخ و دلربایی مکن
۲
دگر با کسی آشنایی مکن
۳
به چشم سیه خون مردم مریز
۴
به روی چو مه دلربایی مکن
۵
ز من پند بنیوش و دیگر چو شمع
۶
به هر مجلسی روشنایی مکن
۷
مرو از بر ما و گر می‌روی
۸
دگر عزم رفتن چو آیی مکن
۹
به امثال من بعد ازین التفات
۱۰
به سگ روی نان می‌نمایی، مکن
۱۱
سخن آتشی می‌فروزی، مگوی
۱۲
نظر فتنه‌ای می‌فزایی، مکن
۱۳
مرا غمزهٔ تو به صد رمز گفت
۱۴
تو نیز ای فلان، بی‌وفایی مکن
۱۵
به چشمی که کردی به ما یک نظر
۱۶
به دیگر کس ار آن نمایی، مکن
۱۷
چو شمع فلک نور از آن روی تافت
۱۸
تو روشن‌دلی تیره‌رایی مکن
۱۹
گر او را خوهی ترک عالم بگوی
۲۰
تو سلطان وقتی گدایی مکن
۲۱
محبت وفاق است مر دوست را
۲۲
خلافی به طبع مرایی مکن
۲۳
چو معشوق رند است و می می‌خورد
۲۴
اگر عاشقی پارسایی مکن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.