Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه
۲
دوشم به لب شیرین جان داد به هر بوسه
۳
از بهر غذای جان ای زنده به آب و نان
۴
بستد لب خشک من ز آن شکر تر بوسه
۵
ای کرده رخت پیدا بر روی قمر لاله
۶
وی کرده لبت پنهان در تنگ شکر بوسه
۷
مه نور همی خواهد از روی تو در پرده
۸
جان راز همی گوید با لعل تو در بوسه
۹
نزد تو خریداران گر معدن سیم آرند
۱۰
ای گنج گهر ز آن لب مفروش به زر بوسه
۱۱
ای قبلهٔ جان هر شب بر خاک درت عاشق
۱۲
چون کعبه روان داده بر روی حجر بوسه
۱۳
چون جوف صدف او را پر در دهنی باید
۱۴
و آنگاه طلب کردن ز آن درج گهر بوسه
۱۵
خواهی که شکر بارد از چشم چو بادامت
۱۶
رو آینه بین وز خود بستان به نظر بوسه
۱۷
چون خاک سر کویت آهنگ هوا کرده
۱۸
بر ذره به مهر دل داده مه و خور بوسه
۱۹
هر جا که تو برخیزی از پای تو بستاند
۲۰
زنجیر سر زلفت چون حلقه ز در بوسه
۲۱
لطفت که چو اندیشه حد نیست کنارش را
۲۲
از روی تو انعامی دیدیم مگر بوسه
۲۳
سیف ار ز تو می‌خواهد بوسه تو برو می‌خند
۲۴
کز لعل تو خوش باشد گر خنده و گر بوسه
۲۵
گر پای رقیبانت بوسند محبانت
۲۶
ترسا ز پی عیسی زد بر سم خر بوسه

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.