Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دنیا که من و تو را مکان است
۲
بنگر که چه تیره خاکدان است
۳
پر کژدم و پر ز مار گوری
۴
از بهر عذاب زندگان است
۵
هر زنده که اندروست امروز
۶
در حسرت حال مردگان است
۷
جایی‌ست که اندرو کسی را
۸
نی راحت تن نه انس جان است
۹
در وی که چو خرمنت بکوبند
۱۰
گردانه به که خری گران است،
۱۱
بیدار درو نیافت بالش
۱۲
کاین بستر از آن خفتگان است
۱۳
این دنیی دون چو گوسپند است
۱۴
کش دنبه چو پاچه استخوان است
۱۵
زهری‌ست هزار شاه کشته
۱۶
مغزش که در استخوان نهان است
۱۷
در وی که شفا نیافت رنجور
۱۸
پیوسته صحیح ناتوان است
۱۹
از بهر خلاص تو درین حبس
۲۰
کاندر خطری و جای آن است،
۲۱
دست تو گسسته ریسمانی‌ست
۲۲
پای تو شکسته نردبان است
۲۳
نوشش سبب هزار نیش است
۲۴
سودش همه مایهٔ زیان است
۲۵
نا ایمن و خوار در وی امروز
۲۶
آن کس که عزیز انس و جان است
۲۷
چون صید که در پی‌اش سگانند
۲۸
چون کلب که در پی کسان است
۲۹
هر چند که خواجه ظالمان را
۳۰
همواره چو گربه گرد خوان است،
۳۱
چون سگ شکمش نمی‌شود سیر
۳۲
با آنکه چو سفره پر ز نان است
۳۳
آن کس که چو سیف طالبش را
۳۴
دیوانه شمرد عاقل آن است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.