Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
حسن هر جا که در جهان برود
۲
عشق در پی چو بی‌دلان برود
۳
حسن هر جا به دلستانی رفت
۴
عشق بر کف نهاده جان برود
۵
حسن لیلی صفت چو حکمی کرد
۶
عشق مجنون سلب بر آن برود
۷
در پی حسن دلربا هر روز
۸
عشق بی‌بال جان فشان برود
۹
گر تو شرح کتاب حسن کنی
۱۰
مهر و مه چون ورق در آن برود
۱۱
هر چه در مکتب خبر علم است
۱۲
جمله بر تختهٔ عیان برود
۱۳
نقطهٔ عشق اگر پذیرد بسط
۱۴
بت به مسجد فغان کنان برود
۱۵
عشق خورشید و بود ما سایه است
۱۶
هر کجا این بیاید آن برود
۱۷
سر عشقم چو بر زبان آمد
۱۸
گر بگویم مرا زبان برود
۱۹
ره‌نورد بیان چو سربکشد
۲۰
ترسم از دست من عنان برود
۲۱
به سخن گفتم از دل تنگم
۲۲
انده حسن دلستان برود
۲۳
بر من این داغ از آتش عشق است
۲۴
که به آب از من این نشان برود
۲۵
دل که فرمانش بر جهان برود
۲۶
کرد حکمی که جان بر آن برود
۲۷
گرد میدان انفس و آفاق
۲۸
همچو گویی به سر دوان برود
۲۹
از نشانهای او دل است آگاه
۳۰
هر کجا دل دهد نشان برود ...

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.