Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلبرا تا تو یار خویشتنی
۲
در پی اختیار خویشتنی
۳
بی‌قرارند مردم از تو و تو
۴
همچنان برقرار خویشتنی
۵
عالم آیینهٔ جمال تو شد
۶
هم تو آیینه‌دار خویشتنی
۷
با چنین زلف و رخ نه فتنهٔ ما
۸
فتنهٔ روزگار خویشتنی
۹
تو منقش بسان دست عروس
۱۰
از رخ چون نگار خویشتنی
۱۱
زینت تو ز دست غیری نیست
۱۲
تو چو گل از بهار خویشتنی
۱۳
در شب زلف خود چو مه تابان
۱۴
از رخ چون بهار خویشتنی
۱۵
من هزار توام به صد دستان
۱۶
گلستان هزار خویشتنی
۱۷
کس به تو ره نمی‌برد، هم تو
۱۸
حاجب روز بار خویشتنی
۱۹
کار تو کس نمی‌تواند کرد
۲۰
تو به خود مرد کار خویشتنی
۲۱
بار تو دل به قوت تو کشد
۲۲
پس تو حمال بار خویشتنی
۲۳
من کیم در میانه واسطه‌ای
۲۴
ور نه تو دوستدار خویشتنی ...

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.