Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
۲
مژه را بهر چه صف در صف جا بر جا داشت
۳
تلخ کامی مرا دید و ترش روی نشست
۴
آن که صد تنگ شکر در لب شکرخا داشت
۵
جانم آمد به لب از حسرت شیرین دهنی
۶
که در احیای دل مرده دم عیسی داشت
۷
شاهدی تشنه لبم کشت که از غایت لطف
۸
چشمهٔ آب بقا در لب جان بخشا داشت
۹
بخت بدبین که ز اندوه کسی جان دادم
۱۰
کز پی کاهش غم روی نشاط افزا داشت
۱۱
دل دیوانه از آن کوی به حسرت می‌رفت
۱۲
ولی از سنبل او سلسله‌ها برپا داشت
۱۳
وقت کشتن نظری جانب قاتل کردند
۱۴
تیغ بر گردن عشاق چه منت‌ها داشت
۱۵
کاش بر حسن خود آن ماه نظر بگشاید
۱۶
تا بداند که چرا عشق مرا شیدا داشت
۱۷
دوش از وجد فروغی به کلیسا می‌گفت
۱۸
که مرا جلوهٔ ترسابچه‌ای ترسا داشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.