Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای فتنهٔ هر دوری از قامت فتانت
۲
آشوب قیامت را دیدیم به دورانت
۳
یک قوم جگرخونند از لعل می‌آلودت
۴
یک جمع پریشانند از زلف پریشانت
۵
هم چارهٔ هر نیشی از خندهٔ نوشینت
۶
هم راحت هر جانی از حقهٔ مرجانت
۷
هم نشهٔ هر جامی از چشم خمارینت
۸
هم شکر هر کامی از پستهٔ خندانت
۹
کیفیت هر مستی از نرگس مخمورت
۱۰
پیچیدن هر کاری از سنبل پیچانت
۱۱
فیروزی هر فالی از طلعت فیروزت
۱۲
تابیدن هر نوری از اختر تابانت
۱۳
سرمایهٔ هر تیغی از خم شده ابرویت
۱۴
برگشتن هر بختی از صف‌زده مژگانت
۱۵
نطق همه گویا شد از غنچهٔ خاموشت
۱۶
راز همه پیدا شد از عشوهٔ پنهانت
۱۷
تا طرهٔ طرارت زد دست به طراری
۱۸
دست همه بر بستی، فریاد ز دستانت
۱۹
تا تیر ترا خوردم پرنده شدم آری
۲۰
پرواز توان کردن از ناوک پرانت
۲۱
سهل است گر از دستت شد چاک گریبانم
۲۲
ترسم نرسد دستم بر چاک گریبانت
۲۳
آهی که دل تنگم از سینه کشد امشب
۲۴
آه ار بکشد فردا در حضرت سلطانت
۲۵
شد ناصردین کز دل دور فلکش گوید
۲۶
ای ثابت و سیارم، آمادهٔ قربانت
۲۷
تا چند فروغی را حیرت‌زده می‌خواهی
۲۸
ای ماه فروغ افکن مات رخ رخشانت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.