Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چشم مستش اگر از خواب گران برخیزد
۲
ای بسا فتنه که در دور زمان برخیزد
۳
از پی جلوه گر آن سرو روان برخیزد
۴
دل به عذر قدمش از سر جان برخیزد
۵
عجبی نیست که در صحبت آن تازه جوان
۶
پیر بنشیند و آن گاه جوان برخیزد
۷
ضعفم از پای درانداخت خدایا مپسند
۸
که ز کویش تن بی تاب و توان برخیزد
۹
ترسم افزونی صیدی که در این صیدگه است
۱۰
نگذارد که خدنگش ز کمان برخیزد
۱۱
خون به پیمانه کشی مغبچگان بنشینند
۱۲
کس نیارد ز در دیر مغان برخیزد
۱۳
با کمان خانهٔ ابرو گذر انداز به شهر
۱۴
کز دم تیر تو شهری به امان برخیزد
۱۵
گر بدین پستهٔ خندان به چمن بنشینی
۱۶
غنچه از شاخ به صد آه و فغان برخیزد
۱۷
گر پس از مرگ قدم بر سر خاکم بنهی
۱۸
استخوانم ز لحد رقص‌کنان برخیزد
۱۹
آخر ای سرو خرامنده، فروغی تا چند
۲۰
از سر راه تو حسرت نگران برخیزد

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira