Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای خوش آنان که قدم در ره میخانهٔ زدند
۲
بوسه دادند لب شاهد و پیمانه زدند
۳
به حقارت منگر باده‌کشان را کاین قوم
۴
پشت پا بر فلک از همت مردانه زدند
۵
خون من باد حلال لب شیرین دهنان
۶
که به کام دل ما خندهٔ مستانه زدند
۷
جانم آمد به لب امروز مگر یاران دوش
۸
قدح باده به یاد لب جانانه زدند
۹
مردم از حسرت جمعی که از آن حلقهٔ زلف
۱۰
سر زنجیر به پای دل دیوانه زدند
۱۱
بنده حضرت شاهی شدم از دولت عشق
۱۲
که گدایان درش افسر شاهانه زدند
۱۳
عاقبت یک تن از آن قوم نیامد به کنار
۱۴
که به دریای غمش از پی دردانه زدند
۱۵
هیچ کس در حرمش راه ندارد کانجا
۱۶
دست محرومی بر محرم و بیگانه زدند
۱۷
گرنه کاشانهٔ دل خلوت خاص غم تست
۱۸
پس چرا مهر تو را بر در این خانه زدند
۱۹
کس نجست از دل گم گشتهٔ ما هیچ نشان
۲۰
مو به مو هر چه سر زلف تو را شانه زدند
۲۱
آخر از پیرهن شمع فروغی سر زد
۲۲
آتشی را که نهان بر پر پروانه زدند

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira