Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل نداند که فدای سر جانان چه کند
۲
گر فدای سر جانان نکند جان چه کند
۳
لب شکر شکنت رونق کوثر بشکست
۴
تا دهان تو به سرچشمهٔ حیوان چه کند
۵
جنبش اهل جنون سلسله‌ها را بگسست
۶
تا خم طرهٔ آن سلسله جنبان چه کند
۷
گرهٔ کار مرا دست فلک باز نگرد
۸
تا قوی پنجه آن طرهٔ پیچان چه کند
۹
جمع کردم همه اسباب پریشانی را
۱۰
تا پریشانی آن زلف پریشان چه کند
۱۱
شام من صبح ز خورشید فروزنده نشد
۱۲
تا فروغ رخ آن ماه درخشان چه کند
۱۳
رازم از پردهٔ دل هیچ هویدا نشده‌ست
۱۴
تا که غمازی آن غمزهٔ پنهان چه کند
۱۵
به خضر آب بقا داد و به جمشید شراب
۱۶
تا به پیمانهٔ ما ساقی دوران چه کند
۱۷
جنبشی کرد صنوبر که قیامت برخاست
۱۸
تا سهی قامت آن سرو خرامان چه کند
۱۹
نرگس مست به باغ آمد و پیمانه به دست
۲۰
تا قدح بخشی آن نرگس فتان چه کند
۲۱
بسته‌های شکر از هند به ری آمده باز
۲۲
تا شکر خندهٔ آن پستهٔ خندان چه کند
۲۳
صف ترکان ختایی همه آراسته شد
۲۴
تا صف آرایی آن صف زده مژگان چه کند
۲۵
پایه طبع فروغی ز نهم چرخ گذشت
۲۶
تا علو نظر همت سلطان چه کند
۲۷
ناصرالدین شه بخشنده که دست کرمش
۲۸
می‌نداند که به سرمایهٔ عمان چه کند

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira