Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زلف و خط دلکشش دام بنی آدمند
۲
این دو بلای سیاه ولولهٔ عالمند
۳
حلقه به گوشان شوق با المش خوش دلند
۴
خانه به دوشان عشق با ستمش خرمند
۵
راهروان صفا از همه دل واقفند
۶
کارکنان خدا در همه جا محرمند
۷
خاطر آزادگان بند کم و بیش نیست
۸
مردم کوته نظر در غم بیش و کمند
۹
عشق و سلامت مجو، زان که اسیران او
۱۰
کشتهٔ تیغ بلا، غرقهٔ بحر غمند
۱۱
چون سحری سر کنند از لب جان بخش او
۱۲
بر تن دل مردگان روح دگر دردمند
۱۳
اهل خرابات را خوار مبین کاین گروه
۱۴
مالک آب حیات صاحب جام جمند
۱۵
آیت پیغمبری داده بتان را خدا
۱۶
زان که همه در جمال یوسف عیسی دمند
۱۷
من به جنون خوش دلم زان که پری پیکران
۱۸
شیفته را هم نشین سوخته را مرهمند
۱۹
قتل فروغی خوش است زان که همه مهوشان
۲۰
در سر این ماجرا کارنمای همند

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira